همین اولش بگم ما ربطی به عرفان و حلقه اینا نداریم اما خوب مثل اینکه اون گروه هم در این مورد تحقیق داشته از اون ها هم شاید مطلب باشد در ادامه مطلب .. ما خدارو قبول داریم و قرآن و اهل و بیت و ولایت مطلقه فقیه رو  و انجام واجبات و ترک محرمات و بطور کلی رساله امام خمینی (ره) رو قبول داریم و کلاً کسی بیاد چیزی از این ها بخواد کم کنه یا اضافه بر سازمان بگه , باهاش منافات داریم ... 


برگردان موسیقی از واقعیت تا ادعا!

 بسم الله الرحمن الرحیم

 چند سالی است که جریان موسیقی برگردان یا به عبارتی بهتر وارون نگاری صوتی در موسیقی  پس از حدود ۶۰ سال از آغاز این مسئله در امریکا  در کشور ما  مطرح شده است و حقیر نیز در این باره توضیحاتی داده ام.

اما از آنجا که خیلی  از عزیزان در این باره شبهاتی دارند و اخیرا افرادی به ایجاد انحراف فکری از این طریق دامن زده اند و  دیگر اینکه نظرات متفاوت و مختلف و بعضا متناضی در این باره گفته می شود ، لذا در این مقاله به برسی موسیقی برگردان می پردازیم:

پیش از تحلیل این صنعت توسط بنده از شما عزیزان در خواست می گردد حتما مقاله ای با همین عنوان را از دانشنامه ویکی پدیا مطالعه فرمایید و در پایان نیز نقد و جمع بندی حقیر را بخوانید فراموش نفرمایید نقد بنده مستلزم مطالعه مقاله زیر است فلذا نخست آنرا مطالعه فرمایید:

 مقاله دانشنامه ویکی پدیا در باره وارونه سازی موسیقی 

همانگونه که در این مقاله مبسوط  مطالعه فرمودید مسئله موسیقی وارون چیز جدیدی نبوده و حد اقل متعلق به بیش از 6 دهه پیش است،لیکن در باره آن می توان موارد زیر را برداشت نمود:

1-      مسئله موسیقی وارون شامل  سه حالت است:

الف : تکه هایی از پیش خوانده می شوند ، سپس آنرا برگردان کرده و در بدنه اصلی موسیقی  مخفی می شود ، وقتی متن موسیقی اصلی برگردان می گردد آن تکه اکنون به حالت عادی بازگشته و معنی می دهد. در تحلیل این ادعا می توان گفت : این مسئله منطقی به نظر می رسد و در تاریخ  بارها آزموده شده است و صحت آن مجرب بوده و تایید می گردد. و نوع دیگر آن ، به گونه ای است است که خواننده به عمد از کلماتی خاص استفاده می کند تا برگردان و وارون آن واژه مد نظرشان باشد و بتوانند شبیه ترین کلمه را با آنچه مد نظر دارند بازسازی نمایند  به عنوان نمونه خواننده از واژه "سرطان" در حالت عادی استفاده میکند ولی در حقیقت برگردان آن یعنی  "نترس" (البته با اندکی تغییر) مورد نظر است که استفاده از این روش بسیار دشوار است.

ب : می توان با ابزار و نرم افزار های خاصی در حالت عادی آهنگی را خواند که اگر برگردان گردد معنی جدید می دهد ، در اینجا این سوال پیش می آید که به عنوان مثال  چگونه واژه "دیوار" به "راه بد" تبدیل می گردد ، در حالی که وارون املاء آن "راوید" می شود . طرفداران این مطلب ادعا می کنند با آهنگ های ضمیمه و زمینه این تبدیل حرف صورت می گیرد. در این باب نیز می توان گفت این مسئله تاکنون اصلا اثبات نشده است و تحقیقاتی که بنده انجام دادم چیز دیگری را نشان می دهد  که در بند ج  آنرا بیان خواهم داشت.

ج : این یک اعجاز شیطانی است و خود خواننده و آهنگساز از آن بی خبرند !!!

در این باب باید گفت این ادعا مزخرف و باطل محض است و ذره ای صحت ندارد چراکه چنین مطلبی از بیخ و بن ایراد داشته و نه با منطق سازگاری داشته و نه با ادبیات دینی جور در می آید و بیشتر خرافات است  تا دلیلی منطبق بر عقلانیت. که البته این مورد شدیدا توسط شیطان پرستان اشاعه داده می شود تا شیطان را قدرت مند نشان دهند.

عزیزان در یک تحقیق گسترده که از سوی جنبش مصاف  صورت گرفت ما به این نتیجه رسیدیم که سوای مورد الف  که قبلا نیز اثبات شده است موارد "ب" و "ج" صرفا ادعایی باطل است و جالب است بدانید بعضا نتایج کاملا عکس دارد.

در این آزمون آهنگ ریورس شده ای  برای مخاطبین پخش می گشت و از ایشان خواسته می شد  تا انچه را از آهنگ  در می یابند بر روی کاغذی یادداشت نمایند ، جالب  است بدانید هر یک از افراد در جامعه آماری مطلب خاصی را شنیده بود که در برخی موارد کاملا با هم متضاد بودند  البته در برخی موارد نیز افرادی جمله مشابه را یاد داشت می نمودند که مورد اخیر به ندرت پیش می امد.

در عوض در آزمایشی دیگر به شنونده القا می شد که شما هم اکنون این جمله را خواهید شنید ، در این حالت قریب به اتفاق آزمون دهندگان مورد را تایید می کردند که این بدان معناست که القا در این صنعت (به شرطی که مورد ب و ج باشند نه الف) بسیار کاربردی است. جالب است بدانید در یک آزمون که بر روی دو فرد با آهنگی واحد انجام شده بود فردی آن آهنگ را الهی دانست چون کلمه الله را شنیده بود و فردی دیگر آن را شیطانی قلمداد نمود چون کلمه لعنت را شنیده بود.

این مورد را شما عزیزان بارها آزموده اید ! برای نمونه تکه ابری را در آسمان در نظر بگیرید که هرکس آنرا شبیه به چیزی خاص می بیند اما هنگامی که به افراد القا می شود فلان شکل است عموم افراد می پذیرند.

اما در مورد برگردان کردن به شیوه الف که در برخی آهنگ ها یا سریال های غربی و برخی اهنگ های فارسی موسوم به "آنور آبی" صورت می گیرد متاسفانه این شیطنت در حال انجام است و برگردان چنان واضح است که گویا کلامی عادی را می شنویم.(در واقع استفاده از این روش باعث وضع قوانینی در ایالت کانزاس گشت)

2-      پیام ناخود اگاه حاصل از این پنهان کاری بر ضمیر انسان تاثیر می گذارد لیکن میزان تاثیر ان مشخص نبوده و در افراد مختلف متفاوت است ، برای نمونه در یک فروشگاه در امریکا پیام ناخود اگاهی در میان آهنگ لایتی که از بلندگوهای آنجا پخش می شد گنجانده شد که بارها عبارت های "دزدی نکنید" ،"دزدی بد است" و ... را تکرار می کرد. پس از چندی آمار دزدی در فروشگاه کاهش یافت! نکته ای شبیه به این مسئله را والدینی که فرزندان دو قلوی دختر و پسر دارند آزموده اند ! از آنجا که دختران زودتر به تکلم می آیند والدین هنگامی که صحبت های فرزند پسر را متوجه نمی شوند ، فرزند دختر به عنوان مترجم وارد عمل شده و می تواند برخی صحبت های کاملا نا مفهوم برادر دو قلویش را معنا و ترجمه کند ، این مسئله نشان دهنده میزان متفاوت تاثیر گذاری کلمات نامفهوم بر افراد مختلف است.

3-      اخیرا برخی افراد (از جمله آقای محمد علی طاهری)ادعا کرده اند:

(بعد از این مقاله در ادامه مطلب قسمتی از مقاله آقای طاهری رو هم گذاشتم ... )

 که اگر صحبت های عادی مردم را برعکس کنیم اگر پیام شیطانی داشت آن فرد شیطانی است و اگر پیام های الهی داشت وی فردی خدایی است و نکته دیگر اینکه گوینده خودش نمی تواند برگردان صحبت هایش را کنترل کند و از این حیث به سادگی می توان افراد منافق را شناسایی نمود!!!

در این باب باید گفت از انجا که این نوع برگردان از نوع ب و ج  است و در  صحبت کردن عادی ابدا نمی توان مورد الف را استفاده نمود این فرضیه دروغ محض بوده و چه بسا مدعیان آن به دنبال برخی مسائل خاص برای از عرصه بیرون نمودن مخالفینشان  هستند تا مثلا فردا روزی صحبت های یکی از منتقدین یا مخالفین را برعکس نموده و از آن پیامهای شیطانی بیرون بکشند. و یا در مقابل برخی افراد را الهی جلوه دهند . فراموش نکنید تکنیک مورد استفاده این افراد همان القاء است و لا غیر. ان شا الله به زودی آهنگ واحد با القاء دوگانه در همین وبلاگ برای شما عرضه خواهد شد تا ببینید این ادعا دروغی بیش نیست.

کما اینکه این نظریه قدیمی بوده و با عنوان نظریه برگردان گفتار مطرح است، که نظریه‌ای شبه علمی است و نخستین بار توسط "دیوید جان اوتس" ارائه شد. این نظریه پس از ارائه در برنامه "تاک شو"شبانه آرت بل در رادیو مورد توجه مردم قرار گرفت. در این نظریه باور او بر این است که انسان به‌هنگام خَلق گفتار، ناخودآگاه پیام‌های پنهانی را می‌آفریند که نمایانگر بینشی‌است از اندیشه‌های درونی او. اوتس مدعیست که نظریه اش در  روان درمانی ، جرم شناسی و گفتگوهای تجاری کاربرد دارد. البته ادعاهای او ازسوی مردم، علم و انجمن‌های آکادمیک مردود اعلام شده است و ذره ای اعتبار ندارد تا جایی که امروز در غرب حتی یک نفر را نیز نمی توان یافت تا از این نظریه خیال پردازانه دفاع نماید.

4-      در پایان باید گفت برخی از موسیقی ها چنان پیام های شیطانی آشکار و واضحی دارند که دیگر نیازی به برعکس نمودن آن نیست ، آیا لزومی دارد فردی همچون مرلین منسون خواننده شیطان پرست امرکایی که در حال عادی هزاران بد و بیراه به خدا و پیامبرانش و تمامی مقدسات می گوید در وارون موسیقی اش نکته ای را مخفی نماید؟

دوستانی که سخنرانی صنعت موسیقی حقیر را شنیده اند خوب می دانند که استفاده نابجا حتی از بهترین و سالمترین موسیقی ها نیز آسیب جدی جسمی و روحی برای انسان دارد و باید از این داروی الهی به موقع و برای درد خاص استفاده نمود و فراموش نکنیم استفاده بی جا از هر دارویی فرد را معتاد و وابسته  به آن می کند.

 علی اکبر رائفی پور

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت (عج) حجت که صد البته نزدیک است .



در مورد تاثیرات »

مدتي​ست که بحث جالبي در انجمن​ها درباره «موسيقي» به راه افتاده است. (در اين تاپيک:  دوستاني که موسيقي گوش ميکنن و يا نميکنن 100% بخونن )
 گذشته از اينکه من و شما و ديگران چه ديدگاهي درباره موسيقي داريم، برخي مطالبي​ست که در اين تاپيک مطرح شد و من به شخصه اصلاً فکر آن را هم نمي​کردم!

فکر آن را هم نمي​کردم که در پشت پرده بعضي کليپ​هاي صوتي که گاهي انسان گوش مي​کند چه چيزهايي نهفته است! و اصلا هر چه که نهفته است، هيچ، باور نمي​کنم که چنين تأثيري مي​تواند داشته باشد.

پيشنهاد مي​کنم حتماً تاپيک بالا را مطالعه و دنبال کنيد. اما اگر مطالب آن زياد است، بخشي از مطالب تعجب​برانگيز آن را در «ادامه متن...» آورده​ام که پيشنهاد مي​کنم حتماً آن​ها را مطالعه کنيد. (به خصوص بخش​هايي که با رنگ متفاوت مشخص کرده​ام)



 شيطان کنسرت مي گذارد

 موسيقي چيست ؟

 دکتر «ژوزف مونتاگر» مي گويد: «آنچه مي خوريد باعث زخم معده نمي شود بلکه آنچه شما را مي خورد مانند عصبانيت و هيجان عامل زخم معده است.»

 به تصديق کليه روان شناسان جهان، موسيقي عامل هيجان است. صرف نظر از آنچه دانشمندان گفته اند اين مسئله يک مطلب تجربي است. هر کس به موسيقي گوش داده است مي داند موسيقي داراي هيجان است و در اصل همان هيجان است که باعث لذت انسان مي گردد. بنابراين هيچ کس منکر لذت موسيقي نيست. اما همين موسيقي گاهي چنان انسان را به هيجان مي آورد که ازحال طبيعي خارج مي کند و براي آن نمونه هاي فراواني است: «پس از پايان يکي ازبرنامه هاي (بيتل ها) براي اولين بار، (هيستري) دسته جمعي به جوانان حاضر در کنسرت دست داد. جوانان که از موسيقي پر هيجان آنها عاصي شده بودند به خيابانها ريختند، اتومبيلها را آتش زدند، شيشه هاي مغازه ها را شکستند و تعداد 135 نفر از آنها از فرط هيجان غش کردند که به بيمارستان منتقل شدند. در يکي ديگر از برنامه هاي بيتلها در «گلاسکو» 300 نفر دختر يک جا غش کردند.»



 شيطان در موسيقي (پيامهاي پنهاني)
 در غرب سال 1950را سال تولد و نزول رسمي شيطان بوسيله موسيقي ناميده اند و در همين سال بود که گروه «بيتل ها» و «الويس پريسلي» که از شعبات گروه «راک اندرول» هستند شروع به کار کردند و مروج اين مکتب (شيطان پرستي) شدند.

 اين گروهها برطبق گفته ها و نوشته هايشان، نفس و زندگي خود را به شيطان سپرده اند و شيطان را چون خداي خود مي پرستند و خدمت مي کنند و در بيانيه هاي خود اعلام کرده اند که شيطان نيز به آنان قدرتي داده است تا بوسيله آن معجزاتي انجام دهند که باعث خودکشي اشخاصي مي شود که براي شنيدن کنسرت آنها مي آيند. اين گروههاي شيطاني قادرند که به وسيله کنسرتي که اجرا ميکنند مردم را به صدمه زدن به خود و حتي خودکشي ترغيب کنند. مثلا در مورد گروه «پينک فلويد»، ميانگين خود کشي يا صدمه رساندن شديد به خود، بعد از هر اجراي اين گروه 15 تا 20 نفر مي باشد.



 گروههاي شيطان پرست را به طور کلي به عنوان گروه «راک اندرول» مي شناسند که خود اين گروه به گروههاي کوچکتر تقسيم ميشود. مثل: جمعه سياه، سنگهاي غلطان، پينک فلويد، وسپ «WASP» (که نام خود را از حروف اول جمله We Are Satan People «ما امت شيطان هستيم» گرفته اند و بوسه «kiss» که به «لژيونر شيطان» ملقب است و اين لقب به خاطر وحشي گري زياد، از طرف گروههاي شيطان پرست ديگر به آنها داده شده است.



 علائمي که اين گروهها براي نيرو گرفتن از آن استفاده مي کنند عبارت است از: صليب برعکس، ستاره (مانند ستاره هايي که شلوارهاي «جين» و «لي» وارداتي است)، ستاره اسرائيل و... که نمونه بارز اين علائم را در کليساي شيطان پرستان در نيويورک مي توان ديد که به صورت يک صليب بزرگ و برعکس مي باشد، اما درمورد مفاهيم و پيامهاي اين آهنگها، مي توان گفت اين آهنگها، بر پايه کفر به خدا و انبياي الهي و نفي عدالت و محبت خدا، دعوت به زنا و سکس، مواد مخدر، خودکشي و قتل مي باشد.



اين پيامها با صداي بسيار ضعيف و کوتاه در پس زمينه نوار ضبط مي شود که گوش قادر به شنيدن مستقيم آنها نيست. اگر در حالت طبيعي شنيده شود، چيزي از پيام را نمي توان شنيد و فقط متن ساده نوار شنيده خواهد شد و از قدرت شيطاني خفته در پشت نوار آگاه نمي شويم.



 «ويليام دورل» دکتر مغز، در طي تحقيقات چهارده ساله خود مي نويسد: «درمغزانسان دستگاهي مانند کامپيوتر وجود دارد که اطلاعات غير منطقي و مستقيم را از مغز دور مي کند و انسان را واميدارد تا اين اطلاعات را فراموش کند ولي اگر هر گونه اطلاعاتي به بخش خاصي از مغز برسد، مغز آن را بدون چون و چرا پذيرفته و جزء قواعد روزمره خود قرار مي دهد. با اين روش مي توان به سادگي اطلاعات خاصي را وارد سيستم اطلاعاتي مغز کرد، بدون اين که شخص در موقع شنيدن متوجه پيام دروني آن شود. اين سيستم اطلاعاتي و گيرنده پيامها را در اصطلاح «subliminal program» مي گويند (پيامهايي که گوش نمي شنود ولي مغزآنها رادريافت مي کند.)»



يک مورد واقعي براي تأثير سريع و غير قابل انکار اين گونه پيامها برمغز :

در يکي از سينماهاي نيويورک در طي پخش يک فيلم خاص، ميزان خريد نوشابه «کوکا کولا» و «پاپ کورن» به چندين برابر حالت عادي مي رسيد. دليل آن اين بود که، صحنه قابل ديدن در يک لحظه براي چشم در روي نوار فيلم 5 يا 6 فريم است؛ طراح اين کار بين هر 16 فريم يک اسلايد کار گذاشته بود که روي آن نوشته بود نوشيدن کوکا کولا و خوردن پاپ کورن لذت بخش است، ديدن اين اسلايد براي چشم غير ممکن است و اين قضيه زماني لو رفت که فيلم روي يکي از همين اسلايد ها پاره شد و اين عبارت روي سينما ديده شد که البته کار به دادگاه کشيده شد. اين نمونه نشانگر قدرت مغز انسان است که از هر کامپيوتر سريع تر و دقيق تر عمل مي کند.




 حال که با چگونگي دريافت پيامهاي پنهاني پشت آهنگها آشنا شديد چند نمونه از پشت آهنگهاي مشهور را مي آوريم: «منظور از پشت آهنگ، همان نوار وقتي از انتها به ابتدا و با دور کند پخش شود مي باشد، که مضموني کاملا شيطاني به گوش خواهد رسانيد.»



آهنگ «لايس لابونيتا» از «مدونا» که جاهايي از اين آهنگ به زبان اسپانيولي خوانده مي شود و کلمه «گومو برگن» تکرار ميشود، پشت نوار اين عبارت «به من شيطان گوش بده» مي باشد.

 درنوار کاست ديگري چنين خوانده مي شود: «...بوي عطر تو چه دلپذيره...» و پشت آهنگ اين عبارت «...شيطان خداوند ماست...» مي باشد.



 

 ======================
 « اسب تراوا »




اسب تراوا ماجرای اسبی چوبین است که با استفاده از آن، قلعه‌ی شکست‌ناپذیری که با محاصره و جنگ سقوط نمی‌کرد، به تسخیر دشمن در آمد. داستان از این قرار است که سربازان دشمن، قلعه‌ای را مدتها در محاصره قرار داده بودند، پس از مدتها جنگیدن ناامید شده و برای تسخیر آن نیرنگی را طراحی کردند. آنها اسبی چوبین ساختند و آنرا در بیرون قلعه گذاشتند و خود عقب نشینی نموده و وانمود کردند که از ادامه‌ی حمله منصرف شده و به احترام مقاومت مدافعین قلعه، اسبی چوبین را به آنها هدیه کرده‌اند. مدافعین قلعه مفتون زیبایی و عظمت اسب چوبین شدند و آنرا به داخل قلعه برده و مشغول جشن و سرور و پایکوبی گردیدند. اما نیمه شب که آنها مست و سرخوش در خواب بودند، سربازانی که از قبل در دل اسب چوبین پنهان شده بودند از درون آن بیرون آمده و دروازه‌ی قلعه را گشودند و دشمن که در این فاصله با استفاده از تاریکی شب خود را به قلعه رسانیده بود، وارد شده و با غافلگیر کردن مدافعین و قتل عام آنها، قلعه را به تسخیر خود درآوردند.


آن چه که در جهان هستی وجود دارد و انسان به نحوی با آن سرو کار دارد، شعوری بر آن حاکم است و در پشت آن، شعور دیگری نهفته است که در بعضی مواقع ممکن است همان اسب تراوا باشد. به عبارت دیگر همانطور که ماده، ضد ماده و انرژی، ضد انرژی وجود دارد؛ شعور، ضد شعور نیز جزئی از اجزای جهان هستی می‌باشند. لذا همواره ما در معرض شعور و ضد شعور قرار داریم که بسیار هوشمندانه عمل می‌كنند.


ذهن انسان پیچیدگی‌های بسیار زیادی دارد و از فیلترهای محافظ بسیار قوی برخوردار می‌باشد. فیلتر عقلی راه ورود هر گونه اطلاعاتی را كه با منطق و باورهای ما مغایرت داشته باشد، می‌بندد. ذهن قادر است اطلاعاتی را كه به آن می‌رسد، مورد پردازش دقیقی قرار بدهد حتی اگر وارونه باشد. در ستاد مركزی ذهن، محدودیتی برای فهم زبانهای مختلف نیست و هر مطلبی به هر زبانی برای این ستاد قابل فهم بوده و به كار گرفته می‌شود. این سطح از ذهن جزیی از ناخودآگاهی بوده، كه ما به آن واقف نیستیم ولی اثرات آن بر روی عملكردهای انسان ظاهر می‌شود.


با استفاده از همین اصل، شبكه منفی، كلیه اطلاعات غلط خود را به ستاد مركزی ذهن انسان می‌رساند و رفتار او را تحت تاثیر قرار داده و تمایلات او را به سمت دلخواه هدایت می‌كند. شعر و موسیقی نیز می‌توانند به عنوان اسبهای چوبین مورد سوء استفاده‌ی شبكه منفی قرار گرفته و در حد بسیار گسترده‌ای در این رابطه به كار گرفته شود. زیرا در حالت عادی ذهن انسان اجازه‌ی عبور به بسیاری از اطلاعات را نمی‌دهد. برای مثال اگر ما بشنویم كه "به‌ شیطان گوش بده!"، شدیداً مقاومت منفی نشان خواهیم داد و از آن اجتناب می‌كنیم. اما اگر همین دستور در معكوس شعر آهنگی قرار داشته باشد، از آنجا كه ما با كمال میل آن ترانه را گوش می‌دهیم، اطلاعات نابجای پشت آن مانند اسب تراوا وارد قلعه‌ی وجودی ما شده و در فرصت مناسب اثر خود را به جای خواهد گذاشت. جالب اینجاست كه معكوس شعری كه شنیده می‌شود هیچ ارتباطی به خود شعر ندارد كه اگر شعر را معكوس بنویسیم به آن دسترسی پیدا كنیم. نكته‌ی دیگر این كه انجام این كار به كمك تكنیك امكان‌پذیر نیست و این كار در حد یك اعجاز می‌باشد.


از آنجا كه توضیح این مساله بسیار مفصل می‌باشد، متعاقباً ارایه خواهد شد، لذا در این مرحله فقط بررسی عملی جهت نتیجه‌گیری و اثبات این مباحث مورد نظر است كه برای این منظور ترانه‌هایی به عنوان نمونه انتخاب شده‌اند كه در ابتدا اصل ترانه را می‌شنویم و به دنبال آن معكوس شده و برگردان ترانه را مورد توجه قرار می‌دهیم. نتیجه باور نكردنی است، به خصوص اگر مطالبی كه شنیده می‌شود كشف رمز هم شده و منظور آن آشكار گردد. هر چند كه مفهوم بسیاری از این مطالب برای شنوندگان كاملاً روشن می‌باشد.



 با توجه به مقاله اسب تراوا نوشته استاد محمد علی طاهری و بحث شعور و ضد شعور، نمونه هایی

 از موسیقی های برگردان که از انتها به ابتدا پخش می گردند، خدمت شما تقدیم می گردند تا بیشتر

 با این مقوله آشنا گردید. با پخش این آثار، ابتدا قسمتی از اصل آهنگ را می شنوید و سپس برگردان

 هریک به سمع شما می رسد. متن شعر اصلی و برگردان، برای درک بهتر، در هر صفحه گذاشته شده

 است. منتظر نظرات شما در قسمت حرفهای شما هستیم.

 ‌همانطور که می شنوید،‌ در قسمت برگردان، متاسفانه در برخی مواقع توهین به مقدسات وجود

 دارد که لازم به ذکر است، ‌خود خواننده یا شاعر از این قضیه بی اطلاع می باشد. برای توضیحات

 تکمیلی لطفا قبل از شنیدن این آثار ، مقاله اسب تراوا را بخوانید. این کار صرفا جنبه تحقیقاتی در

 مورد شعور و ضد شعور دارد و امیدواریم در جهت اعتلای آگاهی روح جمعی موثر واقع شود.

 لازم به ذکر است که این صفحه طی چندین روز به تدریج آپدیت می گردد.


 نمونه ۱ - حالم بده ... حالم بده ...

 نمونه ۲ - نگو یه روز میری و پیشم نمیای دیگه ...

 نمونه ۳ - مگه جردن چی داره ...

 نمونه ۴ - سیندرلا عروس شد ...

 نمونه ۵ - بگو مال کی هستی ...

 نمونه ۶ - یا تو یا هیچ کس دیگه ...

 نمونه ۷ - بی خیال دنیا ...

 نمونه ۸ - پیر و جوون گل میریزن ...

 نمونه ۹ - بزن بریم به سرعت برق و باد ...

 نمونه ۱۰ - دوباره ترس، دوباره شوق پرواز ...

 نمونه ۱۱ - بزن بریم که قلبم ...

 نمونه ۱۲ - Hotel California 1

 نمونه ۱۳- Hotel California 2

 نمونه ۱۴- Hotel California 3

 نمونه ۱۵- Hotel California 4

 نمونه ۱۶- Hotel California 5

 نمونه ۱۷- Hotel California 6

 نمونه ۱۸- Hotel California 7

 نمونه ۱۹- Maddona - frozen


 برای گوش کردن برگردان موسیقی های فوق به نشانی زیر مراجعه کنید:

http://165-interuniversal.persianblog.ir/

نوشته شده توسط دل شکسته در جمعه بیست و نهم مهر 1390 |
AddUrlYahoo